تبليغاتX
ژین نامه ی ژنانه
همه شب حيرانش بودم،
حيرانِ شهر  ِ بيدار
كه پی‌سوز چشمانش می‌سوخت و
انديشه‌ی خوابش به سر نبود
و نجوای اورادش
                        لَخت لَخت
 آسمانِ سياه را می‌انباشت
چون لَترمه باتلاقیِ دمه بوناک
                          كه فضا را.

 حيران بودم همه شب
                 شهر بيدار را
كه آواز  دهانش
                تنها
                   همهمه‌ی عَفنِ اذكارش بود:
شهر بی‌خواب
با پی‌سوز پُر دودِ بيداری‌اش
در شبِ قدری چنان.

در شبِ قدری
گفتم: بنخفتی، شهر!
همه شب
         به نجوا
                نگرانِ چه بودی؟

گفتند:
برآمدن روز را
                به دعا
                        شب زنده‌داری كرديم.

مگر به يُمنِ دعا
آفتاب
برآيد.

گفتم:
حاجت‌روا شديد
                    كه آنک سپيده!

به آهی گفتند: كنون
                 به جمعيتِ خاطر
دل به دريای خواب می‌زنيم
كه حاجتِ نوميدانه
چنين معجز آيت
برآمد.

احمد شاملو

۸ فروردین ۱۳۷۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 21:12  توسط ژینا  | 

 

      

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 15:22  توسط ژینا  | 

 

   

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 15:18  توسط ژینا  | 

 

هر كس‌ كه‌ از نظر عاطفي‌ نيروي‌ بيش‌تري‌ مي‌گذارد بيش‌تر درد مي‌كشد. طبيعي‌ است‌ كه‌ بيش‌تر هم‌ جيغ‌ بزند.
                                      از رمان "تماماً مخصوص-عباس معروفی"

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 15:15  توسط ژینا  | 

          

                  

در وبگردی هایی که داشتم اتفاقی با این سایت آشنا شدم : مجله ی اینترنتی اثر

عکس بالا خیلی توجه ام رو جلب کرد اینجا رو در مورد این بوستر فیلم بخونید: ماه، خورشید، گل و بازی

مجله ی اینترنتی جالبی بود و این چند لینکو انتخاب کردم:

گفت و گو با الن سيكسو(۱)

درآمدی بر روسپیگری در دوران صفویه

شناختن موسيقی ايرانی کار يک روز دو روز نيست،

آیا باید ساد را بسوزانیم؟

بر ما چه می‌رود؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 15:37  توسط ژینا  | 

 

کمیته علیه خشونتهای ناموسی:  بـعد از چند دهه تلاش مجامع بین المللی در مبارزه علیه خشونت بر زنان و از جمله خنته زنان، روز 6 فوریه از طرف یونیسف به نام روز جهانی کارزار علیه ختنه وتلاش برای ممنوعیت آن اعلام شده است .

             

 

اینجا را کلیک کنید                

از همه زنان ومردان، همه انسانهایی که قلبشان برای انسانیت و برابری می تپد و معتقد به مبارزه علیه سنتها، فرهنگها و قوانین زن ستیز و انسان ستیز و ضد بشری اند می خواهیم در این کارزار (پله ای فراتر ازهمه استدلالات، مواضع و زاویه دید و اندیشه ها و سیاست های شخصی و مستقل ) به ما ملحق شوند تا همه با هم در صفی انسانی بر بنیادها و بنیان های غلط موجود بشوریم و برگی نو از تاریخ تلاش برای تحقق جهانی شایسته انسان را رقم بزنیم.

ارتباط با کمیته علیه خشونتهای ناموسی :

no.violencek@gmail.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 2:4  توسط ژینا  | 

   

     

 

دستهایمان خالی ُخانه هایمان شیشه ای...بغض هایمان مجالی برای شکستن نیافته اند...سالهاست خواهرانمان زندانی اند...روزهایمان انباشته از نا امنیست...با این حال هنوز و همیشه تا عوض شدن این قوانین امضاهای بیشتری را بر بیانیه ی کمپین خواهم نشاند.

                                                                         " نفیسه"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 0:19  توسط ژینا  | 

   به قول فرهاد مهرداد :دنبال یک سقفم...سقفی برای ما...سقفی که...

واقعا دنبال یه سقف هستم...کاش حداقل یه اتاق بود برای راحت جمع شدن حرف زدن جای کتابها و تصمیم گیری و کار...    

             

...زنان از سیمون دوبوار خواستند تا در کمپینی برای اعتراض به درنظر گرفته شدن سقط جنین به عنوان یک جرم توسط سیستم قضایی فرانسه، از آنان حمایت کند. او قبول کرد. از آن به بعد همۀ جلسات گروه کوچک هماهنگ کنندۀ جنبش، یکشنبه ها عصر در آپارتمان او برگزار می شد...

سیمون دوبوار و جنبش زنان: روایت یک شاهد عینی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 13:13  توسط ژینا  | 

چقدر از مردی غریبه در تاریکی کوچه می ترسم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 23:41  توسط ژینا 

به همه ی بچه های کمپین تبریک می گم.هورااااااااااااااا

  چقدر دلم می خواست منم تو این مراسم شرکت داشتم.زبان فرانسه م بلد بودم که بتونم با فمینیستهای اونجا صحبت کنم  هنگام دریافت جایزه به سیمین بهبهانی دست می زدم و اگه خود سانسوری هم نکنم از کافه ی اونجا نسکافه ای می خوردم ببینم آیا نسکافه ی هر کجا همان طعم است؟!!  

                    

گزارش را با کلیک بر این دو سایت ببینید: تغییر برای برابری و مدرسه ی فمینیستی :

در روز دوم بهمن ماه 1387 مصادف با 21 ژانویه، مراسم اهدای جایزه سیمون دوبووار به کمپین یک میلیون امضاء برگزار شد. سیمین بهبهانی به عنوان نماینده کمپین یک میلیون امضاء برای دریافت این جایزه دیروز اول بهمن ماه تهران را به مقصد پاریس ترک کرد و امروز در کافه DEUX MAGOTS (سن ژرمن ده‌پره واقع در خیابان Saint پاریس) که اکثر ملاقات های سیمون دوبووار و ژان پل سارتر در آن برگزار می شد و پایگاهی برای روشنفکران آن زمان بود، برگزار شد. در این مراسم کریستین ماری آلبانل وزیر فرهنگ و ارتباطات فرانسه، ژولیا کریستوا فیلسوف فمینیست فرانسوی و سرپرست بنیاد سیمون دوبوار، سیلویا بون دوبوار، دخترخوانده‌ی سیمون دوبوار و گالیمارد (Gallimard) ناشر کنونی کتاب های سیمون دوبووار و سارتر، در این مراسم حضور داشتند.

                         

                          

          

       

اینجا را هم کلیک کنید !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 23:25  توسط ژینا  | 

 

این شعری از غاده سمان است که به راستی گویای تضادهای ما به خصوص مردان روشنفکر نمای جامعه های شرقی است که در عین حال خصیصه های امروزی و روشنفکری را دارند یا متظاهر می شوند اما ریشه های سنتی مردسالارانه هنوز در اعماقشان مانده...کم نیستند چنان مردانی در بین همه ی ما.

(البته بی انصافم اگه قدر پیمانو ندونم .چون این یار من انسانی به تمام معناست و کمترین تضادها را در بین مردان اطراف در او دیده ام.)

 

چیزی مسخره در دوستی ماست

از من می خواهی که

جامه ی کریستین دیور بر تن کنم

و خود را به عطر شاهزاده ی موناکو عطراگین سازم

و دائره المعارف بریتانیکا را حفظ کنم

و به موسیقی یوهان برامز گوش فرا دهم

به شرط اینکه همانند مادربزرگم بیاندیشم

از من می خواهی که پژوهشگری چون مادام کوری باشم

چون مادونا رقاصه ای دیوانه در شب سال نو

چونان لو کریس بوریگا

هم بدین شرط

که حجابم را همچون عمه ام حفظ کنم

و زنی عارف باشم چون رابعه عدوییه...؟

اما فراموش کردی به من  بگویی چگونه؟!

 

پ.ن:

غاده سمان در سال ۱۹۴۲ در دمشق به دنیا امد .او از جمله شاعران و رمان نویسان توانای سوریه است.سمان دکترای ادبیات انگلیسی را از دانشگاه لندن گرفت.از مشهورترین اثار او می توان: چشمانت سرنوشت من است /کابوسهای بیروت/زنی عاشق در میان دوات نام برد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 16:14  توسط ژینا  | 

 

- آیا دختری را با دستهایی با بوی پیاز دوست داری؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 15:58  توسط ژینا  | 

 

روز پنج شنبه "۲۶ دی "با پیمان و شب بو به نمایشگاه  آثار کته کلویتس و ارنست بارلاخ در موزه هنرهای معاصر تهران رفتیم.   اولین باری که اسم کته کتلویتس رو شنیدم هنگامی بود که برای کنکور هنر شرکت کردم و منابع رو خریدم وقتی به تاریخ هنر و دوره ی اکسپرسیونیتها رسیدم به خصوص دوران جنگ پاراگرافی در مورد کته بود که نوشته بود کارهای چاپی مهمی داشته و زنی درد کشیده بوده تصویری که نشون داده بود تصویر مادران بود که واقعا منو تحت تاثیر قرار داد و حتی تو یکی از داستانهای کوتاهم که در یکی از روزنامه ی کردستان چاپ شد به اسم خطهای افقی و عمودی از به این اثر اشاره کرده بودم.یادم هست ان موقع که برای کنکور هنر می خوانم در تمام کتابهای مرجع و منابع کنکور هنر کته کلویتس تنها زنی بود که اسمش را دیدم و از هنرمندان زن دیگر هیچ اسمی نبرده شده بود شاید همین بی تاثیر نبود که تحت تاثیر قرر گرفته بودم.بعد از ان در سفرهای کوتاهی که به تهران داشتم در خانه یهنرمندان کتاب کته کلویتس را دیدم که علی اصغر قره باغی جمع آوری کرده بود زندگی این هنرمند بود و انشاراتی کتاب زندگی چاپ کرده بود.

بگذریم که نویسنده بی طرفانه بی تعصب کتاب را ننوشته بود و جمله هایی در کتاب بود که ازارم می داد (چون سعی می کرد نشان دهد که این هنرمند فمینیست نبوده در حالی که کته سوسیال فمنیست  بود!)اما پاراگرافی که یادم مانده بود این بود:

"هنگامی که کته به شانزده سالگی رسید نگرانی اش همه ان بود که اگر دختر نبود می توانست به اکادمی هنر کونیگزبرگ راه یابد و اموزش هنر را ادامه دهد ان روز ها آکادمی هنر می زنان و دختران را نمی پذیرفت و ورود به ان برای دختران ارزویی دور از دسترس بود بدین سان کته برای نخستین بار با چهره ی کریه تبعیض جنسی آشنا شد ."

البته چندی بعدبا مبارزات بیشتر و تغیرات اجتماعی  راه دختران و زنان را هم به اکادمی های هنر باز کرد که کته هم به یکی از ارزوهایش رسید و حتی در دورانی تدریس هم می کرده.

این دو هنرمند که همزمان در آلمان زیسته اند:کته کلویتس: ۱۸۶۷-۱۹۴۲ / ارنست بارلاخ: ۱۸۷۰-۱۹۳۸

هنگامی که زندگینامه ی این دو هنرمند رو می خوندم با اسمها عناوین و وقایعی روبه رو شدم که از مهمترین های تاریخ بشر بوده .تصور کنید در ان دوران(۱۸۶۷ تا ۱۹۴۲) همزمان با این دو هنرمند این اسمها و دورانها را در : هنر /سیاست/علم/فلسفه/ادبیات و... .شگفت انگیز است و سخت:

چارلز داروین/ داستایوسکی /ژول ورن /نمونه ی اولین صفحه ی موسیقی/ هرمان هسه /مارک تواین/ بزرگترین مبارزه ی کارگری و تاسیس حزب سوسیال دمکرات المان/مبارزات زنان و جنبش فمینیستی/ وان گوک/ هیتلر/گوگن/ کشف اشعه ی ایکس /انگلس/ اختراع دوربین و پروژکتور سینما توسط برادران لومیر/ پایه گذاری جایزه ی نوبل/ تاسیس کارخانه های رنو در پاریس /کشف عناصر رادیو اکتیو و اورانیوم توسط توسط ماری کوری /هنری مور/ برتولت برشت / رنه مارگاریت /گارسیا لورکا /گوستاو کلیمت/ راه افتادن اولین مسیر مترو در پاریس/ فروید/ توماس مان/ چخوف/  پیکاسو /انقلاب روسیه / بوچینی/ بزرگترین ناو جنگی دنیا در بریتانیا به اب انداخته می شود /کاندینسکی /ادوارد مونش/ اینشتین /ماکس وبر/ ماکسیم گورکی /روزا لوکزامبورگ / هرمان هسه /فرانتس کافکا/ تاسیس باوهاس انستیتوی هنر/ اولین نمایشگاه دادایستها /کاندینسکی/ مارک شاگال /توماس مان / لنین /استالین/ اندره برتون/ حزب نازی ها/ چارلی چاپلین/ مائو /سالوادور دالی/اشتراوس/ والتر بنیامین/ جنگهای داخلی اسپانیا /ژان پل ساتر/ سیمون دوبوار/ پابلو نرودا /جنگ جهانی اول و دوم  و.....

واقعا دوره ی عجیبی بوده و انگار خیلی سریع علم پیشرفت کرده تغییرات اجتماعی سیاسی هنری روی داده و البه هزاران نفر در جنگها کشته شدن و ...

سایت موزه ی کته کلویتس در برلین

     

 

عاشق این اثرم .همبستگی زنانه .درد مشترک .وضعیت جنگ و....

                  

طراحی هایی مبتنی بر احساسات. واقعیات دردناکی که آنقدر دردناک بوده حتی نیاز  به مبالغه نداشته فقر گرسنگی قتل و کشتار تجاوز و... .بی واسنگی و فی البداهگی طرح های کته چنان است که گویی یک سره از قلب طراح بر کاغذ راه گشوده .(همان کتاب)

             

 

                                 

 

از کارهای ارنست بارلاخ از این دو کار با عنوان یادبود برای جنگ و گدا بیشتر خوشم اومد:

                          یکی از نیشدارترین پیکره های یادبود جنگ جهانی اول است.

                              

 

 

                      

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 16:0  توسط ژینا  | 

 

 

در صد و یکمین سالگرد تولد سیمون دوبوار، فمینیست فرانسوی، جایزه یادمان وی به کمپین یک میلیون امضا در ایران تعلق گرفت. این جایزه به‌خاطر «حرکت شجاعانه و اصولی» زنان ایران برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز به این کمپین اهدا شد.

دومین جایزه‌ی "سیمون دوبوار" به خاطر شجاعت و ابتکار عمل زنان ایرانی در مبارزه برای رسیدن به برابری جنسیتی به “کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز“ تعلق گرفت.

 این جایزه به ابتکار جولیا کریستوا، فیلسوف فمینیست فرانسوی، از سال گذشته و به‌خاطر صدمین سالگرد تولد سیمون دوبوار پایه‌گذاری شد. کریستوا جایزه‌ی "سیمون دوبوار" را برای زنان و حرکت‌هایی که در شرایط مخاطره‌آمیز به مبارزه با تبعیض علیه زنان می‌پردازند، در نظر گرفت.

 اولین جایزه، درنهم ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ میلادی و هم‌زمان با صدمین سالگرد تولد سیمون دوبوار به طور مشترک به تسلیمه نسرین، نویسنده‌ی بنگلادشی، و آیان هرسی علی، نماینده‌ی افریقایی‌الاصل سابق پارلمان هلند، اعطا شد.

 امسال هیئت داوران جایزه‌ی "سیمون دوبوار" که متشکل از بیست فمینیست از سراسر جهان است، بعد از ماه‌ها بررسی و تحقیق، کمپین یک میلیون امضای ایران را مستحق دریافت جایزه‌ی سال ۲۰۰۹ دانست.

جولیا کریستوا علت انتخاب امسال هیئت داوران را «شجاعت و ابتکار عمل» کمپین دانسته و می‌گوید: «این حرکت بسیار شجاعانه و اصولی است و برای رسیدن به آزادی حقوقی زنان تلاش می‌کند. فعالان این کمپین علیه تبعیض‌هایی که در قوانین ایران نسبت به زنان وجود دارد مبارزه می‌کنند و ما می‌خواهیم از طریق این جایزه همبستگی خود را با زنان ایرانی اعلام کنیم».

 نسرین ستوده، حقوقدان و یکی از کنشگران کمپین یک میلیون امضا، در پاسخ به اعلام همبستگی فمینسیت‌های جهان با زنان ایرانی می‌گوید: «من به عنوان کسی که افتخار دفاع از بسیاری از فعالان این جنبش را در ایران داشته‌ام، ضمن تشکر از خانم جولیا کریستوا در این اعلام همبستگی، اعلام می‌کنم که تعلق چنین جوایزی به چنین جنبش‌هایی در سراسر جهان بسیار کمک می‌کند. در جامعه‌ای که فعالان این کمپین به اتهام انجام عمل غیرقانونی مورد تهمت، ممنوع‌الخروجی، بازداشت، زندان و حتا شلاق قرار می‌گیرند، در گوشه‌ای دیگر از جهان انسان‌های فرهیخته‌ای هستند که هم حرکت آنها را می‌ستایند و هم به این تلاش آنها جایزه اعطا می‌کنند. بنابراین شما می‌بینید که این قضاوت جهانی چه قدر می‌تواند در بالندگی این حرکت در کشورهای مختلف و از جمله ایران موثر باشد».

 به گفته‌ی جولیا کریستوا، مراسم اهدای این جایزه قرار است در ۲۱ ژانویه در پاریس برگزار شود. وی با اشاره به ممنوعیت خروج برخی از فعالان کمپین، اظهار امیدواری می‌کند که اعضای این حرکت بتوانند در روز اهدای جایزه در مراسم حضور داشته باشند. او می‌گوید: «ما برای ۲۱ ژانویه مراسم اهدای جایزه را ترتیب داده‌ایم و امیدواریم که اعضای کمپین بتوانند برای دریافت این جایزه حاضر شوند. ما منتظر دیدار آنها هستیم».

 از دیگر اعضای هیئت داوران جایزه‌ی "سیمون دوبوار"، می‌توان از آلیس شوارتزر، فمینیست آلمانی، و سیلویا بون دوبوار، سردبیر مجله‌ی "اما" و دخترخوانده‌ی سیمون دوبوار، کلود لانزمن، مدیر مجله‌ی "عصر مدرن" که سیمون دوبوار و ژان پل سارتر پایه‌گذار آن بودند، یولاندا پاترسون، مسئول انجمن سیمون دوبوار در دانشگاه کالیفرنیا، و چندین نویسنده و فعال سرشناس دیگر فمینیست نام برد.

میترا شجاعی

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 9:43  توسط ژینا